روایت پیرزن ایتالیایی که در ۱۰۰ سالگی خدمتکار قهوهخانه است
پیرترین خدمتکار قهوهخانههای ایتالیا یک پیرزن ۱۰۰ ساله به نام آنا پوسی است که مشتریان آشنایش همه او را نونا آنا یعنی «مادربزرگ آنا» صدا میکنند.
دیپیای در گزارشی از کارکردن او در ۱۰۰ سالگی نوشته که آنا مثل ساعت کار میکند؛ دقیق، منظم و بیوقفه.
آنا ۶۷ سال قبل، زمانی که هنوز زن جوان ۳۳ ساله بود بار خودش را به راه انداخت.
او در این مدت هرگز به تعطیلات نرفته و هیچ روزی کافهاش بسته نشده است.
آنا میگوید در نزدیک به ۷۰ سال گذشته کل ۳۶۵ روز سال و هفت روز هفته، ساعت ۷:۰۰ صبح کافهاش را باز میکند، در زمستانها ساعت ۷:۰۰ شام و تابستانها ساعت ۹:۰۰ شب میبندد.
او با دستگاه قهوهساز برای مشتریانش قهوه دم میکند، میز و چوکی و محیط کافه را پاککاری میکند و ظرفها را هم خودش میشوید.
نونا آنا این کار را چنان تکرار کرده که شبیه ساعت دقیق، منظم و بیوقفه به این تقویم کاری پابند است.
آنا مصمم است دستکم پنج سال دیگر، تا ۱۰۵ سالگی نیز به همین منوال ادامه دهد.
آنا یک دختر ۶۱ ساله به نام کریستیانا دارد که امیدوار بود پس از او مسوولیت بار را به عهده بگیرد، ولی دخترش تمایلی چندانی به این کار ندارد.
او میگوید به تعطیلات نمیرود، چون مردم دوست دارند به تعطیلات اینجا بیایند.
آنا آخرین باری که به تعطیلات رفت در سال ۱۹۵۰ بود که برای یک هفته در پاریس ماند.
اما از وقتی کافهی خودش را به راهانداخت حتا روزهای تعطیل عمومی مثل کریسمس و یکشنبهها هم سر کار میرود.
در این مدت هرگز به خودش مرخصی نداده و کار کردن را راز سلامتی خودش میداند.
اگرچند آنا معتقد است که راز خاصی در کار نیست ولی آنچه فکر میکند باعث سرسلامتیاش شده، نظم در کار و خواب، خوراک سالم و مواظبت روانی از خود اوست.
آنا هنوز چشمان فعالی دارد و از عینک استفاده نمیکند. عصا، اصلا. فقط گوشهایش اندکی ضعیف شده که برایش سمعک خریده ولی زیاد نیازش ندارد. دارو؟ روزانه فقط یک قرص، آنهم برای جلوگیری از فشار خون بالا مصرف میکند و بس.
آنا در ماه نوامبر ۲۰۲۴، زمانی که یک قرن زندگی را تجلیل کرد، از وضعیت اقتصادی خود نیز گفت.
او گفت ماهانه ۵۹۰ یورو مستمری از دولت میگیرد. هر گیلاس قهوه ۱.۲ یورو و کاپوچینو ۱.۵ یورو است که در مجموع روزانه حدود ۴۰ یورو در بار کار میکند.
وقتی مشتری نیست، آنا ساعتهای خالی کارش را با بافتنی صرف میکند.
او میگوید پیش از آمدن تلفنهای هوشمند، مشتریانش باهم حرف میزدند، میخندیدند و ورق بازی میکردند، اما فعلا هرکس سرش در تلفن است و فضای ارتباطی مردم سردتر شده است.