Social media
هراتیها ترس و سکوت را کنار گذاشتند
در کشوری که ترس سالهاست بر بسیاری از خیابانهایش سایه انداخته، گاهی یک شهر تصمیم میگیرد سکوت را کنار بگذارد. گاهی مردمی که به خاموشی عادت داده شدهاند، ناگهان صدای خود را باز مییابند. هرات در روزهای اخیر یکی از همان شهرها بود؛ شهری که نشان داد حتا در دشوارترین روزها نیز نمیتوان مطالبه کرامت انسانی را برای همیشه خاموش کرد.
در افغانستان امروز، خبرهای تلخ آنقدر تکرار شدهاند که گاهی جامعه فرصت اندوهگین شدن برای یک فاجعه را پیدا نمیکند؛ هنوز زخمی التیام نیافته، زخم دیگری سر باز میکند. اما آنچه در روزهای اخیر در هرات رخ داد، تنها یک خبر نبود؛ رویدادی بود که لایههای عمیقتری از واقعیت زندگی مردم افغانستان را آشکار ساخت.
ماجرا از بازداشت زنانی آغاز شد که به گفته منابع محلی، به بهانه رعایت حجاب از خیابانها جمعآوری و به مکانهای نامعلوم منتقل شدند. اتفاقی که در ظاهر شاید ادامه همان سیاستهای محدودکننده چند سال اخیر به نظر برسد؛ اما واکنش مردم هرات نشان داد که جامعه دیگر این رخدادها را صرفا بهعنوان یک خبر روزمره نمیبیند.
برای نزدیک به پنج سال، زنان افغانستان هر روز بخشی از حقوق و آزادیهای خود را از دست دادهاند؛ از آموزش و کار گرفته تا حضور در بسیاری از عرصههای اجتماعی. این روند آنقدر طولانی و فرساینده بوده که گویی حذف تدریجی زنان از زندگی عمومی به امری عادی تبدیل شده است. اما هرات در برابر این عادیسازی ایستاد.
آنچه در خیابانهای این شهر دیده شد، صرفا اعتراض به بازداشت چند زن نبود. این اعتراض، فریادی بود برخاسته از سالها خشم فروخورده، سالها تحقیر و سالها نادیده گرفته شدن. زنانی که با وجود تهدید و ترس، همچنان برای حفظ کرامت انسانی خود ایستادهاند و مردانی که دریافتند خاموش ماندن در برابر این وضعیت، چیزی جز پذیرفتن آن نیست.
اهمیت هرات دقیقا در همین نقطه نهفته است. این شهر یادآوری کرد که مسئله زنان، مسئله نیمی از جامعه نیست؛ مسئله تمام جامعه است. وقتی حق آموزش، کار، آزادی رفتوآمد و حق انتخاب از زنان گرفته میشود، در حقیقت بخشی از انسانیت یک ملت هدف قرار میگیرد.
واکنش گسترده مردم و بازتاب این رویداد در میان فعالان مدنی، فرهنگی و چهرههای شناختهشده نیز نشان داد که زخم ایجادشده، تنها زخم چند خانواده یا یک شهر نیست. این درد، درد مشترک میلیونها انسانی است که سالهاست شاهد کوچکتر شدن دایره امید در کشورشان هستند.
با این حال، در میان همه تلخیها، هرات یک پیام روشن نیز داشت؛ اینکه جامعه هنوز کاملا تسلیم نشده است. هنوز کسانی هستند که هزینه ایستادن را میپردازند. هنوز زنانی هستند که کرامت انسانی خود را فراموش نکردهاند و هنوز مردانی هستند که دفاع از آنان را دفاع از شرافت و وجدان جمعی میدانند.
شاید روزهای آینده دوباره سکوت بر خیابانها سایه بیندازد. شاید باز هم ترس، بسیاری را خانهنشین کند. شاید حتا تلاش شود آنچه رخ داد به فراموشی سپرده شود. اما برخی صداها، هرچند کوتاه، آنقدر عمیقاند که در حافظه جمعی یک ملت باقی میمانند.
هرات در این روزها بیش از یک شهر بود؛ نشانهای بود از این حقیقت که زیر خاکستر سالهای دشوار، هنوز شرارههایی از امید، همبستهگی و مقاومت زندهاست. شاید مهمترین دستآورد این روزها نه تجمعها و شعارها، بلکه یادآوری یک حقیقت ساده باشد؛ تا زمانی که زنانی برای کرامت خود میایستند و مردانی در کنار آنان میایستند، رؤیای آزادی را نمیتوان بهطور کامل از این سرزمین گرفت. هرات، دستکم برای یک روز، به افغانستان یادآوری کرد که ترس هرچند قدرتمند باشد، همیشه آخرین کلمه را نمیگوید.
نویسنده: امید بهروز

