زندگی زیر سایه طالبان؛ پنج تغییری که در پنج سال گذشته زندگی روزمره را دگرگون کرده است
پنجسال پس از بازگشت طالبان به قدرت، تغییرات در افغانستان تنها به سیاست، اقتصاد و ساختار حکومت محدود نمانده است. در این مدت، بسیاری از جنبههای زندگی روزمرهی مردم نیز تغییر کرده؛ از شیوه صحبتکردن و ارتباطات اجتماعی گرفته تا اعتماد میان افراد، روابط خانوادگی، حضور در فضاهای عمومی و حتی نوع لباس پوشیدن.
این تغییرات در زندگی روزمره شاید همیشه در آمارها دیده نشوند، اما برای بسیاری از شهروندان بخشی از واقعیت جدید زندگی در افغانستان هستند؛ واقعیتی که در آن ترس، احتیاط، محدودیتهای اجتماعی و تغییر در روابط میان افراد پررنگتر شده است.
۱: بحران اعتماد؛ احتیاط جای اعتماد را گرفته است
یکی از تغییراتی که شماری از شهروندان در پنج سال گذشته از آن سخن میگویند، کاهش اعتماد اجتماعی به حکومت و نهادهای آن و همچنان کاهش اعتماد میان مردم است. افزایش این بیاعتمادی، بهویژه در شرایطی که شهروندان کشور همچنان با چالشهای امنیتی، اجتماعی و اقتصادی روبهرو هستند، مشارکت آنان در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی را کاهش داده و در نهایت به مانعی جدی برای ایجاد همدلی و همکاری در جامعه تبدیل شده است. نگرانی از پیامدهای صحبتهای سیاسی، فعالیتهای اجتماعی و حتی بیان دیدگاههای شخصی باعث شده است که برخی افراد در روابط روزمره خود محتاطتر باشند.
احمد (نام مستعار) یکی از باشندگان کابل، میگوید پیش از بازگشت طالبان، در جمع دوستان و آشنایان دربارهی موضوعات مختلف آزادانهتر صحبت میکرد، اما اکنون پیش از صحبتکردن درباره موضوعات حساس، به این فکر میکند که چه کسی در مقابل او نشسته است.
او میگوید: «قبلاً اگر با همکاران و دوستان مینشستم، درباره سیاست، حکومت یا مشکلات جامعه آزادانه صحبت میکردیم. حالا خیلی وقتها اول فکر میکنم که آیا گفتن این حرف درست است یا نه.»
احمد میگوید این احتیاط حتی در میان دوستان نزدیک نیز بیشتر شده است.
به گفتهی او، «مردم بیشتر از گذشته مراقب حرفهای خود هستند. گاهی حتی در مورد یک موضوع عادی هم نمیدانی کسی که در کنارت نشسته چه برداشتی از حرفت میکند.»
۲: مکالمات روزمره و شبکههای اجتماعی؛ احتیاط شرط گفتوگو شده است
فرهنگ مکالمه در افغانستان نیز در سالهای اخیر دستخوش تغییر شده است. بخشی از واژهها و اصطلاحاتی که امروز در میان جوانان و در گفتوگوهای روزمره بیشتر استفاده میشود، ریشه در ادبیات دینی و رسمی دارد. در کنار آن، استفاده از برخی واژهها و معادلهای پشتو در فضای عمومی و رسمی بیشتر شده است؛ تغییری که در برخی لوحههای ادارات، مراکز آموزشی و مکانهای عمومی نیز دیده میشود. رسانههای اجتماعی و ارتباط میان گروههای مختلف نیز باعث شده اصطلاحات متعلق به یک منطقه یا گروه فرهنگی، در میان مردم رواج پیدا کند.
از سوی دیگر، برخی اصطلاحات جدید بهدلیل شرایط امنیتی و اجتماعی شکل گرفتهاند. مردم برای صحبت درباره موضوعات حساس، گاهی از کلمات جایگزین، کنایه، نامهای مستعار یا عبارتهایی استفاده میکنند که معنای اصلی را بهصورت مستقیم بیان نمیکند. مردم به دلیل شرایط سیاسی و امنیتی به خودسانسوری رو آوردهاند و حتا در برخی موارد، افراد بدون آنکه مستقیماً تحت فشار قرار گرفته باشند، از ترس پیامدهای احتمالی، در انتخاب واژهها و موضوعات مورد بحث خود محتاطتر عمل میکنند. بهگونهی مثال؛ مردم هرگز کلمه طالب یا حکومت طالبان را به زبان نمیآوردند، تلاش میکنند از کلمات جایگزین همچون ملا صاحب یا حکومت امارت اسلامی استفاده کنند. و بهجای واژه انتحاری، از استشهادی، بهجای واژهی دانشگاه، از کلمه پوهنتون استفاده میکنند و اکثراوقات از بهکار بردن کلمات حساس طفره میروند.
استفاده از شبکههای اجتماعی نیز در افغانستان با محدودیتهای گسترده، نظارت و سانسور شدید حکومتی مواجه است. و دسترسی به اینترنت نیز به دلیل هزینه بیشتر و کیفیت کمتر با اختلال روبهرو است. بسیاری از کاربران از انتشار مطالب سیاسی یا انتقادی در شبکههای اجتماعی خودداری میکنند و برخی نیز حسابهای خود را محدودتر کردهاند.
سوسن (نام مستعار) جوان ۲۶ ساله در کابل، میگوید: «قبلاً در فیسبوک و دیگر شبکههای اجتماعی خیلی راحت نظر خود را مینوشتیم. و برخی مطالب را شریک میساختم یا بازنشر میکردم، اما حالا قبل از نشر هر چیزی فکر میکنم.»
او میگوید برخی افراد برای جلوگیری از دردسر، حتا از صحبت درباره موضوعات حساس و سیاسی در گروههای مجازی نیز خودداری میکنند.
این تغییر تنها به شبکههای اجتماعی محدود نیست. در محیطهای کاری، دانشگاهی، خانوادگی و جمعهای دوستانه نیز برخی افراد ترجیح میدهند درباره موضوعات حساس کمتر صحبت کنند.
۳: خانوادهها؛ فشارهای تازه بر روابط خانوادگی
روابط و ساختار خانوادهها در افغانستان تحت حاکمیت طالبان بهگونهی چشمگیری تغییر کرده است. بحران شدید اقتصادی، بیکاری، محدودیتهای اجتماعی، ممنوعیت آموزشی دختران، محدودیتهای رفتوآمد زنان و در برخی موارد الزام به داشتن محرم، و تغییرات در قوانین و مقررات مربوط به ازدواج و طلاق، از عواملی هستند که بر نقش اعضای خانواده و روابط میان آنان تاثیر گذاشتهاند.
بهار (نام مستعار) باشنده کابل، میگوید: «قبلاً مشکلات اقتصادی داشتیم، اما حالا فشارها بیشتر شده است. وقتی مرد خانواده کار نداشته باشد و زنان هم با محدودیتهای زیادی روبهرو باشند، طبیعی است که اختلافات داخل خانواده بیشتر شود.»
در برخی خانوادهها، محدودیت بر آموزش و کار زنان و دختران نیز بر تصمیمهای خانوادگی تأثیر گذاشته است. برخی دختران از ادامه تحصیل بازماندهاند و برخی زنان نیز فرصتهای کاری خود را از دست دادهاند؛ موضوعی که میتواند وابستگی اقتصادی و فشار خانوادگی را افزایش دهد.
رحیمه، مادری که دخترش در پنجسال گذشته از آموزش بازمانده، میگوید: «دخترم میخواست دانشگاه برود و کار کند، اما حالا در خانه است. این وضعیت برای خودش سخت است. افسرده شده و گاهی حتا درست رفتار نمیکند. این وضعیتش برای خانواده هم فشار روحی ایجاد کرده است.»
۴: احساس امنیت در فضاهای عمومی؛ امنیت برای همه یکسان نیست
احساس امنیت در فضاهای عمومی افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت، بهشدت تحت تأثیر تفاوتهای جنسیتی قرار گرفته است. در حالی که بسیاری از مردان از کاهش جنگ و جرایم خیابانی و نظم در فضاهای عمومی سخن میگویند، زنان اما زندگی در فضای عمومی را محدود، بهشدت تحت نظارت و همراه با احساس ناامنی جدی تجربه میکنند.
در واقع، تجربهی احساس امنیت در افغانستان برای همه شهروندان افغانستان یکسان نیست و به جنسیت، محل زندگی و میزان ارتباط افراد با مقامهای حاکم وابسته است.
فریده ۲۸ ساله، باشندهی کابل میگوید: «برای من امنیت فقط این نیست که درگیری نباشد. میخواهم بتوانم آزادانه بیرون بروم و بدون ترس از مزاحمت یا برخورد با مشکل درس بخوانم و کار کنم.»
او میافزاید که در وضعیت فعلی اصلا احساس امنیت کامل نمیکند حتا وقتی از خانه بیرون میشود، زیرا به گفتهی او، فضای ترس و نگرانی بهویژه برای دختران و زنان، در جامعه حاکم است
۵: لباس پوشیدن؛ از انتخاب شخصی تا مقررات اجتماعی
یکی دیگر از تغییراتی که در سالهای اخیر بر زندگی روزمره و فرهنگ اجتماعی افغانستان تأثیر گذاشته، نوع پوشش مردم است. پوشش در افغانستان در دورههای مختلف تغییر کرده و این تغییرات همواره تنها یک روند اجتماعی نبوده، بلکه حکومتها و شرایط سیاسی نیز در شکلگیری آن نقش داشتهاند. در تاریخ معاصر افغانستان، شیوه پوشش مردم در دورههای مختلف تغییر کرده است؛ از سیاستهای حکومتهای پیشین گرفته تا دوره مجاهدین و سپس دو دورهی حاکمیت طالبان. مردم در این دورهی طالبان نیز تلاش میکنند لباسهای ستنی به تن کنند، مردان پیراهن و تنبان و زنان برقع یا لباسهای گشاد، طبق معیاراتی که از سوی گروه حاکم تعیین شده است.
پس از بازگشت طالبان، مقررات و محدودیتهای مربوط به پوشش در افغانستان بهگونهای سختگیرانهتر اجرا شده و برای زنان، مردان و کارمندان بخشهای مختلف، معیارهای مشخصی تعیین شده است. طالبان بر رعایت پوشش مورد نظر خود تأکید میکنند و در مواردی، نقض این مقررات با برخورد نیروهای امر به معروف و نهی از منکر همراه بوده است.
امروزه نیز نوع لباس پوشیدن مردم، بهویژه زنان و دختران، تحت تأثیر شرایط اجتماعی و سیاسی قرار دارد. در کنار تغییرات طبیعی در سلیقه، مد و سبک زندگی، محدودیتهای وضعشده بر پوشش زنان نیز بر انتخاب لباس تأثیر گذاشته است. بسیاری از زنان برای حضور در محیطهای عمومی، دانشگاه، محل کار یا هنگام رفتوآمد، نوع پوشش خود را با توجه به قوانین و مقررات موجود تغییر میدهند.
اما تغییر در فرهنگ پوشش تنها به محدودیتهای رسمی خلاصه نمیشود. خودسانسوری نیز به بخشی از این روند تبدیل شده است؛ یعنی فرد ممکن است پیش از آنکه با تذکر یا برخوردی روبهرو شود، لباس یا ظاهر خود را قسمی آراسته کند تا از ایجاد مشکل جلوگیری کند.
عفت (نام مستعار) باشنده دایکندی، میگوید: «لباسی که میپوشم فقط انتخاب شخصی من نیست. وقتی بیرون میروم، باید به این فکر کنم که آیا لباسم از نگاه افراد مسئول مشکل ایجاد میکند یا نه. این وضعیت حتا بالای خانوادهام تاثیر گذاشته، آنها همیشه تاکید میکنند که فقط درموارد ضروری از خانه بیرون شوم و برقع به تن کنم. احساس میکنم حق انتخابم محدود پامال شده است.»
در همین حال، از مردان و پسران نیز خواسته میشود لباسهای سنتی افغانستان، بهویژه پیراهن و تنبان، بپوشند. استفاده از کلاه یا لنگی نیز در برخی مقررات و دستورالعملها مورد تأکید قرار گرفته، و از مردان خواسته میشود ریش بگذارند. نیروهای امر به معروف و نهی از منکر نیز در مواردی با مدلهای موی غیرسنتی یا لباسهایی که از نظر آنان با معیارهای تعیینشده مطابقت ندارد، برخورد کردهاند.
احمد باشنده ننگرهار، میگوید: «من دوست ندارم ریش بگذارم اما بخاطری که از سوی طالبان اذیت نشوم مجبور هستم ریش بگذارم و لباسهای استفاده کنم که خواست این گروه باشد. از من خواستند لنگی به سر کنم در حالیکه اصلا دوست ندارم اینگونه در جامعه ظاهر شوم.»
پنج سال پس از بازگشت طالبان، جامعه افغانستان با تغییرات گستردهای روبهرو شده است؛ تغییراتی که برخی از آنها در قوانین و محدودیتهای رسمی دیده میشوند و برخی دیگر در رفتار و روابط روزمرهی مردم. کاهش اعتماد، احتیاط بیشتر در مکالمات، فشار بر روابط خانوادگی، نبود احساس امنیت کامل در فضاهای عمومی و تغییر شیوه لباس پوشیدن، تنها بخشی از تغییراتی هستند که شماری از شهروندان در زندگی روزمره خود تجربه میکنند.
با این حال، تجربهی مردم یکسان نیست. برخی شهروندان میگویند کاهش جنگ و درگیری باعث شده احساس امنیت فیزیکی بیشتری داشته باشند، در حالی که برای برخی دیگر، بهویژه زنان و دختران، محدودیتهای اجتماعی و کاهش حضور در فضای عمومی به معنای محدودتر شدن زندگی روزمره بوده است.
پنج سال پس از تغییر نظام سیاسی، افغانستان تنها با تغییر در ساختار حکومت روبهرو نشده؛ بلکه بسیاری از جنبههای زندگی اجتماعی مردم نیز دستخوش تغییر شده است؛ تغییراتی که بر ذهنیت تعدادی از مردم تاثیر عمیق گذاشته و ختا ممون است آثار آنها برای سالهای طولانی در جامعه باقی بمانند.
اکنون پرسش این است که این تغییرات در سالهای آینده چگونه ادامه خواهد یافت و جامعه افغانستان را به چه سمتی خواهد برد؟

