فرار بزرگ نوجوانان؛ چرا صنفهای دهم و یازدهم در افغانستان خالی شدهاند؟
بسیاری از نوجوانان پسر در افغانستان میان نانآوری و دانشآموزی گیر ماندهاند. آنان باید تصمیم بگیرند که به تحصیل ادامه دهند یا برای تأمین نان خانواده، درس را کنار بگذارند.
برای برخی از شاگردان صنفهای دهم و یازدهم، این انتخاب به بهای ترک مکتب تمام میشود؛ نوجوانانی که هنوز به ۱۸ سالگی نرسیدهاند، درس را نیمهتمام میگذارند و راه کار، مهاجرت یا سفرهای قاچاقی را در پیش میگیرند.
وقتی نوجوانی آینده روشنی در مکتب نمیبیند، ترک درس یا رفتن به کشوری دیگر ممکن است برایش راهی برای کسب درآمد به نظر برسد. اما سفر قاچاقی، بهویژه برای کودکان و نوجوانان، میتواند آنان را با خطرهای مسیر، سوءاستفاده و بیسرنوشتی روبهرو سازد. تصمیمی که شاید از فشار اقتصادی خانواده آغاز میشود، ممکن است به بهای از دست رفتن امنیت و فرصتهای آینده یک کودک تمام شود.
یک کارشناس تعلیم و تربیه که به دلایل امنیتی با نام مستعار صمیم صحبت میکند، در گفتوگو با اکسوس میگوید که در حال حاضر شمار نوجوانان در مکاتب بهطور چشمگیر کاهش یافته است. او که مدیر یک مکتب دولتی در کابل نیز است، میگوید که کاهش حضور پسران در مکاتب به یک عامل محدود نمیشود؛ فشارهای اقتصادی، بیکاری، مهاجرت و ورود زودهنگام نوجوانان به بازار کار از مهمترین دلایل این روند است.
او میگوید: «امروز بسیاری از نوجوانان میان نانآوری و دانشآموزی قرار گرفتهاند. وقتی یک نوجوان در ادامه تحصیل آینده روشنی نمیبیند، انگیزهاش برای آموزش کاهش مییابد.»
این فشارها را میتوان در زندگی شاگردانی دید که هنوز مکتب را به پایان نرساندهاند، اما ناچار شدهاند برای تأمین نیازهای خانواده کار کنند یا هم راه فرار از کشور را در پیش گیرند.
رومل، شاگرد صنف یازدهم، میگوید که دیگر علاقهای به درس ندارد. او از کیفیت آموزش در مکتبش انتقاد میکند و میگوید: «در مکتب درس نیست، ریشخندی است. وقتم بیدلیل ضایع میشود و معلمان درست درس نمیدهند.»
رومل میگوید خانوادهاش در فقر به سر میبرد و به همین دلیل، با وجود آنکه هنوز شاگرد صنف یازدهم است، امسال از ادامه منظم آموزش بازمانده است. به گفتهی او، در تمام سال آموزشی شاید حتی دو ماه کامل هم به مکتب نرفته و اکنون برای تأمین نیازهای خانواده دستفروشی میکند.
او میگوید: «مجبور هستم به ایران بروم، چون اینجا درآمد کافی نیست. باید برای خانواده هشتنفریام نان پیدا کنم.»
صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) و سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) نیز در گزارش تازهای درباره وضعیت آموزش در افغانستان، از کاهش حضور پسران در دوره متوسطه و لیسه ابراز نگرانی کردهاند.
بر اساس این گزارش، شمار پسران ثبتنامشده در صنفهای دهم تا دوازدهم از حدود ۷۵۰ هزار تن در سال ۲۰۲۳، به ۷۰۰ هزار تن در سال ۲۰۲۴ و ۶۶۰ هزار تن در سال ۲۰۲۵ رسیده است؛ کاهشی نزدیک به ۱۲ درصد در دو سال.
در همین مدت، میزان ناخالص ثبتنام پسران در دوره لیسه نیز از ۴۸.۵ درصد در سال ۲۰۲۳ به ۴۰ درصد در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته است. این آمار نشان میدهد که هرچند دختران پس از صنف ششم از آموزش رسمی محروماند، پسران نیز با موانعی روبهرو هستند که مسیر مکتب را برای آنان دشوارتر میکند.
به گفتهی صمیم، در چند سال اخیر علاقه پسران به آموزش نیز کاهش یافته و میزان حضور آنان در صنفهای درسی کمرنگتر شده است. او این وضعیت را نگرانکننده میداند و میگوید دوری یک نوجوان از مکتب، تنها به معنای کمشدن شمار شاگردان نیست؛ بلکه کشور بخشی از سرمایه انسانی خود را از دست میدهد.
او میافزاید: «وقتی یک نوجوان در ادامه تحصیل آینده روشنی نمیبیند، انگیزهاش برای آموزش کاهش مییابد.»
برای خانوادهای که با بیکاری و فقر دستوپنجه نرم میکند، درآمد روزانه یک نوجوان ممکن است از وعده آیندهای که تحصیل به او میدهد، فوریتر به نظر برسد. در چنین شرایطی، شاگردی که باید کتاب و قلم به دست داشته باشد، ممکن است برای کمک به خانواده وارد بازار کار شود؛ و اگر امیدی به پیدا کردن کار در داخل کشور نداشته باشد، راه مهاجرت را انتخاب کند.
احمد (نام مستعار)، یکی دیگر مدیران مکتب در کابل به اکسوس میگوید که فقر خانوادهها باعث شده است شماری از آنان فرزندانشان را به کارهای مختلف در بازار بگمارند و برخی دیگر برای یافتن کار به خارج از کشور بفرستند.
او میگوید در میان افرادی که از مسیرهای قاچاقی و غیرقانونی سفر میکنند، نوجوانان زیر ۱۸ سال نیز حضور دارند؛ کودکانی که به دلیل آسیبپذیری بیشتر، در معرض خطرهای جدی قرار میگیرند.
احمد، در کنار مشکلات اقتصادی، ضعف نظام آموزشی و نبود چشمانداز روشن برای فارغان مکتب را نیز از عوامل کاهش علاقه پسران به آموزش میداند. به گفتهی او، کمبود فرصتهای کاری برای افراد تحصیلکرده و بیتوجهی به کادرهای مسلکی، این تصور را در میان نوجوانان تقویت کرده است که ادامه تحصیل لزوماً به زندگی بهتر منتهی نمیشود.
گزارش مشترک یونیسف و یونسکو درباره وضعیت آموزش در افغانستان در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که کاهش حضور پسران در صنفهای بالاتر، در کنار محرومیت دختران از آموزش، مسیر یادگیری را برای نسل جوان افغانستان محدودتر کرده است.
بر اساس این گزارش، حدود ۷۹ درصد نوجوانان در سن آموزش دوره لیسه بیرون از آموزش رسمی عمومی قرار دارند. گزارش همچنان از کمبود سرمایهگذاری، فشار ناشی از رشد جمعیت در سن مکتب و محدودیت ظرفیت مکاتب یاد میکند؛ عواملی که دسترسی به آموزش را دشوارتر ساختهاند.
بر اساس دادههای این گزارش، شمار دانشجویان پسر در دانشگاهها نیز کاهش یافته و برآورد میشود که در سال ۲۰۲۶، حدود یکسوم کمتر از سال ۲۰۱۹ باشد.
صمیم میگوید باید به پیامدهای این روند در درازمدت توجه شود. به باور او، دوری نوجوانان از مکتب، کشور را از نیرویی محروم میکند که میتوانست در آینده در بخشهای مختلف جامعه نقش داشته باشد.
برای نوجوانی که مکتب را ترک میکند، تصمیم به ترک درس شاید در آغاز تنها پاسخی به فقر، بیکاری یا ناامیدی باشد. اما پیامدهای آن میتواند سالها ادامه یابد: فرصتهای کمتر برای ادامه تحصیل، دشواری بیشتر در یافتن کار و وابستگی به مسیرهایی که همیشه امن نیستند.
در افغانستان، دختران با ممنوعیت آموزش پس از صنف ششم از مکتب دور نگه داشته شدهاند؛ در همین حال، کاهش حضور پسران در صنفهای بالاتر نشان میدهد که بحران آموزش به شکل دیگری دامنگیر آنان نیز شده است. دختران با محرومیت مستقیم از حق آموزش روبهرو هستند و شماری از پسران، زیر فشار فقر و نبود چشمانداز، ناچار میشوند خود از مکتب فاصله بگیرند.

