Roman Fuhrich
مرد افغانستانی در اتریش خواست دخترش را بکشد چون عاشق یک نامسلمان شده بود
یک پروندهی اقدام به «قتل ناموسی» در سراسر اتریش خبرساز شده است. رسانهها و شبکههای اجتماعی در این کشور روی این پرونده توجه ویژهای دارند و نسبت به ناکامی پروسهی ادغام نیز بحث میشود. زیرا مرد افغانستانی که خواست دخترش را در خیابان بکشد، بیش از ۲۰ سال در اتریش زندگی کرده است.
این هفته جزئیات تازهتری از این پرونده بیرون آمده است.
یک مرد ۵۱ ساله اهل افغانستان که اکنون تابعیت اتریش را نیز دارد، در ۳ قوس ۱۴۰۴ خورشیدی در منطقه دوناوشتات شهر وین، در فضای باز در خیابان، دختر ۱۵ سالهی خود را ۱۳ ضربه چاقو زد.
بیشتر ضربات چاقو را زمانی حواله کرد که دخترش زیر دست و پای او روی زمین بیدفاع افتیده بود و فقط فریاد میکشید.
او حتا به بخشهای حساس و کشندهی بدن، مثل گردن دخترش نیز چاقو زده است.
اما این دختر به کمک پزشکی که دقیقا در کنار آنان مطب داشت، از مرگ نجات یافت و با کاهش خونریزی، تا رسیدن اورژانس زنده ماند.
پس از ماهها بررسی و بازجویی، سرانجام دادگاه نهایی این پرونده روز سهشنبه هفته گذشته(۲۹ ثور ۱۴۰۵) در دادگاه محلی وین، برگزار شد.
قاضی پرونده با بیان اینکه «هیچ جرمی شنیعتر از تمایل به کشتن فرزند خود نیست»، این مرد را به «حبس ابد» محکوم کرد.
شبکه اوای۲۴ اتریش با نشر گزارش ویژهای به برخی جزئیات جدید این پرونده پرداخته است.
از جمله، در گزارش آمده که این مرد افغانستانی، حدود ۲۰ سال پیش به اتریش آمده است و پیش از حمله بر دخترش، در یک رستورانت پیتزا میپخت.
این مرد همچنین سرپرست یک خانوادهی هفت نفری است که در آپارتمانی در فلوریدزدورف زندگی میکنند. این مرد و همسرش، پنج فرزند دارند.
او در مورد گرایش مذهبیاش، خود را یک «مسلمان معمولی» خوانده است.
در گزارش آمده است که «او مانند یک پدرسالار رفتار میکرد و اغلب به خشونت فیزیکی متوسل میشد و از همان ابتدا به دخترانش القا میکرد که هرگز نباید با یک غیرافغان یا غیرمسلمان رابطه داشته باشند.»
پیش از این، بزرگترین دختر خانواده با مردی از افغانستان نامزد شده است.
پدر، دختر ۱۵ سالهی خود را که قربانی پرونده است، نیز به یک پسر ۲۲ ساله از افغانستان وعده شده بود.
این تصمیم توسط پدربزرگ و مادربزرگ دختر گرفته شده بود.
اما دختر نوجوان علیه این تصمیم ایستاد و برخلاف خواست خانواده، عاشق یک پسر رومانیایی شد.
این دختر چهار بار تا هنوز در مراحل مختلف پرونده این موضوع را اقرار کرده و گفته است که این «عشق ممنوعه» منجر به «حملهی تمامعیار» خانواده علیه او شد.
پدرش زمانی که خشمگین بود، در مطب داکتر کنار دختر زخمی خود رفت و به حاضران آن صحنه اقرار کرد که «بله، من این کار را کردم، من پدر هستم، حق با من است!»
این مرد یک «پدرسالار» توصیف شده که حتا خواسته است فرزند خود را بکشد ولی اجازه ندهد او حق انتخاب داشته باشد.
اوای۲۴ براساس اسناد این پرونده و جریان دادگاه نوشته که عشق این دختر به یک «نامسلمان» علت اصلی حملهی پدر بوده است.
اگرچند در روز محاکمه مرد لحن خود را تغییر داد و ابراز پشیمانی کرد، اما این پرونده در حدی حجیم شده است که قاضی نتوانست اسناد را نادیده بگیرد و ترحم کند، حتا زمانی که دخترش تلاش کرد با بخشش پدر، او را از حبس ابد نجات دهد. سرانجام حکم صادر شد.
اکنون این دختر از خانواده جدا شده و تحت مراقبت دولت در یک خانه گروهی اجتماعی-تربیتی و مادرش با چهار فرزند دیگر در آپارتمان خود زندگی میکنند.

