دیدگاه

مبارزات نفس‌گیر میان شهر و روستا؛ تلفیق افراط‌گرایی دینی چه بهایی برای افغانستان داشته است؟

مبارزات نفس‌گیر میان شهر و روستا؛ تلفیق افراط‌گرایی دینی چه بهایی برای افغانستان داشته است؟

افغانستان در طول تاریخ معاصر خود با چالش‌های متعددی روبه‌رو بوده است. جنگ‌های طولانی، بی‌ثباتی سیاسی، مداخله قدرت‌های خارجی و بحران‌های اقتصادی از جمله عواملی هستند که مسیر توسعه این کشور را با دشواری مواجه ساخته‌اند. اما در کنار این عوامل، شکاف عمیق دیگری نیز در درون جامعه افغانستان وجود داشته که کمتر به آن پرداخته شده است؛ شکافی که میان تفکر شهری و تفکر روستایی شکل گرفته و در بسیاری از دوره‌ها بر روند سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور تأثیر گذاشته است. این تقابل تنها اختلاف میان دو محل زندگی نیست، بلکه برخورد دو نوع نگرش متفاوت نسبت به آموزش، توسعه، حقوق شهروندی، نقش زنان و آینده جامعه است. زمانی که این شکاف با افراط‌گرایی دینی تلفیق شده، پیامدهای آن برای افغانستان بسیار گسترده‌تر و عمیق‌تر شده است.

دیدگاه‌های بیان‌شده در این مقاله متعلق به نویسنده است و لزوماً منعکس‌کننده موضع تحریریه اکسوس نیست.

برای درک بهتر این مسئله، باید به زمینه‌های تاریخی آن توجه کرد. افغانستان کشوری است که بخش بزرگی از جمعیت آن در مناطق روستایی زندگی کرده‌اند و برای سال‌های طولانی، دسترسی به آموزش، خدمات دولتی، امکانات صحی و فرصت‌های اقتصادی در این مناطق محدود بوده است. در مقابل، شهرها به مراکز آموزش، تجارت، اداره و ارتباط با جهان بیرون تبدیل شدند. همین تفاوت در سطح دسترسی به امکانات و فرصت‌ها به‌تدریج فاصله‌ای فکری و فرهنگی میان شهر و روستا ایجاد کرد. در حالی که شهرها بیشتر با تغییرات اجتماعی، آموزش مدرن و تعامل با جهان همراه شدند، بسیاری از مناطق روستایی همچنان تحت تأثیر ساختارهای سنتی، قبیله‌ای و برداشت‌های محافظه‌کارانه باقی ماندند.

عوامل مختلفی باعث عمیق‌تر شدن این شکاف شد. یکی از مهم‌ترین عوامل، گسترش فقر، بی‌سوادی و کمبود فرصت‌های آموزشی در بخش‌هایی از جامعه بود. در بسیاری از مناطق، جوانان به‌جای دسترسی به آموزش معاصر و علوم جدید، تنها با منابع محدود آموزشی روبه‌رو بودند. از سوی دیگر، جنگ‌های چند دهه گذشته نیز زمینه را برای رشد گروه‌ها و جریان‌هایی فراهم کرد که از دین به‌عنوان ابزار قدرت و نفوذ سیاسی استفاده می‌کردند. در چنین شرایطی، برخی برداشت‌های افراطی از دین توانست در بخشی از جامعه نفوذ پیدا کند و فاصله میان نگرش‌های شهری و روستایی را بیشتر سازد. نبود برنامه‌های توسعه متوازن، ضعف نهادهای آموزشی و استفاده ابزاری از مسائل دینی نیز از دیگر عواملی بود که این شکاف را عمیق‌تر کرد.

پیامدهای این وضعیت بر جامعه افغانستان بسیار گسترده بوده است. یکی از مهم‌ترین پیامدها، فاصله گرفتن بخشی از جامعه از آموزش مدرن، علوم معاصر و تفکر انتقادی بوده است. در حالی که بسیاری از کشورهای جهان سرمایه‌گذاری گسترده‌ای بر دانش، تکنالوژی و نوآوری انجام دادند، افغانستان بخش بزرگی از ظرفیت خود را در منازعات فکری و اجتماعی از دست داد. این وضعیت بر نظام آموزشی، رشد اقتصادی و توسعه انسانی کشور تأثیر منفی گذاشت. زنان نیز از جمله گروه‌هایی بودند که بیشترین آسیب را متحمل شدند. در بسیاری از دوره‌ها، هرگاه تفکرات افراطی قدرت بیشتری پیدا کرده است، محدودیت‌ها بر آموزش، اشتغال و مشارکت اجتماعی زنان نیز افزایش یافته است. افزون بر این، ادامه این تقابل باعث کاهش تحمل اجتماعی، افزایش بی‌اعتمادی و تضعیف همزیستی میان گروه‌های مختلف جامعه شده است.

با وجود این چالش‌ها، آینده افغانستان لزوماً محکوم به تکرار گذشته نیست. کاهش فاصله میان شهر و روستا نیازمند سرمایه‌گذاری گسترده بر آموزش، توسعه متوازن و ایجاد فرصت‌های برابر برای همه شهروندان است. دسترسی جوانان به علوم معاصر، تقویت تفکر انتقادی، گسترش فرهنگ گفت‌وگو و حمایت از مشارکت اجتماعی می‌تواند زمینه کاهش این شکاف را فراهم سازد. همچنان، جلوگیری از سوءاستفاده سیاسی از دین و تقویت نهادهای آموزشی و فرهنگی نقش مهمی در ایجاد جامعه‌ای متعادل‌تر خواهد داشت. هرچند حل این مشکل در کوتاه‌مدت امکان‌پذیر نیست، اما ایجاد زیرساخت‌های آموزشی و فرهنگی می‌تواند امید به آینده‌ای باثبات‌تر و توسعه‌یافته‌تر را افزایش دهد.

در نهایت، تقابل میان شهر و روستا در افغانستان تنها یک اختلاف جغرافیایی نبوده، بلکه به یکی از عوامل تأثیرگذار بر تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور تبدیل شده است. تلفیق این شکاف با افراط‌گرایی دینی، پیامدهای گسترده‌ای بر آموزش، توسعه، حقوق شهروندی و آینده جامعه برجای گذاشته است. با این حال، اگر آموزش، آگاهی و گفت‌وگو جایگزین تعصب، افراط‌گرایی و حذف شود، امکان ساختن جامعه‌ای فراگیرتر و باثبات‌تر وجود خواهد داشت.

در نهایت، هیچ کشوری با گسترش شکاف‌های فکری و فرهنگی به پیشرفت نمی‌رسد؛ آینده زمانی ساخته می‌شود که دانش جای تعصب، گفت‌وگو جای تقابل و همزیستی جای حذف را بگیرد.

میر حمیدالله میر

پژوهشگر و نویسنده در حوزه صلح، حل منازعه و مطالعات اجتماعی افغانستان، دانش‌آموخته و پژوهشگر مکتب کارتر برای صلح و حل منازعات، دانشگاه جورج میسن، ویرجینیا، ایالات متحده امریکا

دیدگاه های بیشتر