جوانان
Social media

نسل ۱۱ سپتامبر؛ افغانستانی‌هایی که زندگی‌شان با جنگ تغییر خورد

بیست‌وپنجمین سالگرد حملات ۱۱ سپتامبر در حالی فرا رسیده است که پیامدهای آن رویداد، فراتر از مرزهای ایالات متحده، زندگی میلیون‌ها انسان در افغانستان را نیز برای دو دهه دگرگون کرد.

حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و عملیات نظامی پس از آن، به سقوط حاکمیت نخست طالبان و آغاز حضور نیروهای بین‌المللی در افغانستان انجامید؛ حضوری که نزدیک به دو دهه ادامه یافت و هم‌زمان با جنگ، تلفات و ناامنی، تغییرات گسترده‌ای را در آموزش، کار، زندگی اجتماعی و حقوق زنان و دختران افغانستان به همراه داشت.

برای نسلی از افغانستانی‌ها که در آن زمان کودک یا نوجوان بودند، ۱۱ سپتامبر تنها یک رویداد تاریخی نیست؛ نقطه‌ای است که زندگی آنان را به «قبل» و «بعد» تقسیم کرد.

قبل از ۱۱ سپتامبر:

مریم معروف آروین، کنشگر حقوق زنان، در زمان حملات ۱۱ سپتامبر هفت سال داشت و در کابل زندگی می‌کرد. برای آروین، سال‌های پیش از ۲۰۰۱ با محرومیت از آموزش دختران گره خورده بود. او در خانه و با کمک پدرش درس می‌خواند و هم‌زمان در یک مکتب مخفی و زیرزمینی آموزش می‌دید؛ جایی که به گفته‌ی او، ترس از شناسایی‌شدن توسط طالبان همواره همراه دانش‌آموزان و آموزگاران بود.

او می‌گوید گاهی کتاب‌های درسی‌اش را زیر خاک پنهان می‌کرد تا در صورت بازرسی، به دست طالبان نیفتد.

فاطمه (اسم مستعار)، خبرنگار و فعال حقوق زنان، که در آن زمان کودک بود، نیز از زندگی پیش از ۱۱ سپتامبر تصویری متفاوت اما مشابه ارائه می‌کند. او می‌گوید آن زمان در کنار خانواده‌اش زندگی نسبتاً آرامی داشت، اما محرومیت زنان و دختران از آموزش و کار، بخشی از واقعیت جامعه بود.

در روایت «احمد»، خبرنگاری که با نام مستعار صحبت می‌کند، افغانستان پیش از ۱۱ سپتامبر تصویری تاریک‌تر دارد.

او می‌گوید زندگی در آن دوره زیر سایه‌ی ترس، فقر و محدودیت‌های شدید طالبان بود؛ دختران به مکتب نمی‌رفتند، زنان اجازه کار نداشتند و بسیاری از فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی ممنوع بود.

او می‌گوید: «هر چیزی که رنگ و بوی زندگی عادی داشت، جرم حساب می‌شد.»

سقوط طالبان و فصل تازه در افغانستان:

پس از حملات ۱۱ سپتامبر و آغاز عملیات نظامی امریکا و متحدانش، رژیم طالبان سقوط کرد و فصل تازه‌ای در افغانستان آغاز شد.

برای میلیون‌ها کودک و نوجوان، یکی از نخستین نشانه‌های این تغییر، باز شدن مکاتب بود.

آروین شب سقوط طالبان را نیز به یاد دارد؛ شبی که از بالکن خانه شاهد شدت گرفتن درگیری‌ها و انفجارها بود. پدرش در پاسخ به پرسش او درباره آن‌چه در جریان بود، گفته بود: «طالبان گم می‌شوند، به‌خیر.»

پس از آن، آروین برای نخستین‌بار توانست به‌صورت رسمی وارد مکتب شود. او در امتحان صنف اول شرکت کرد و پس از موفقیت، از صنف دوم به مکتب رفت.

او می‌گوید: «احساس می‌کردم دنیا دوباره روشن شده است؛ پر از امید بودم، پر از شوق، پر از آزادی. دیگر درس خواندن و کتاب و قلم برای من جرم نبود.»

برای فاطمه نیز نخستین تغییر، شادی دختران و زنان و باز شدن مکاتب بود. او می‌گوید: «گفتند طالب رفت و خارجی‌ها آمدند؛ مکتب باز شد، دخترها می‌توانند مکتب بروند و زن‌ها کار کنند. مردم خوش بودند.»

احمد نیز از بازگشت صدای زنگ مکتب، فعالیت رسانه‌ها، موسیقی و شکل‌گیری دوباره فضای اجتماعی و اقتصادی در شهرها به عنوان نخستین تغییرات آن دوره یاد می‌کند.

۲۰ سال حضور ناتو و جنگ:

دوران پس از ۲۰۰۱ برای این نسل تنها دوره‌ی فرصت نبود؛ دو دهه جنگ و ناامنی نیز بود.

آروین می‌گوید: «با صدای انفجار و حملات انتحاری طالبان از خواب بیدار شدیم و با همان صداها به خواب رفتیم.»

در کنار جنگ، اما فرصت‌های تازه‌ای نیز برای میلیون‌ها افغانستانی ایجاد شد. دختران بیش‌تری به مکتب و دانشگاه رفتند، زنان وارد بازار کار شدند و رسانه‌ها و نهادهای جامعه مدنی رشد کردند و فضای تازه‌ای برای آزادی بیان و مشارکت اجتماعی به‌وجود آمد.

برای آروین، این دوره مسیر زندگی‌اش را تغییر داد. او مکتب و دانشگاه رفت، وارد بازار کار شد و نزدیک به ۱۵ سال در زمینه حقوق بشر، حقوق زنان و کودکان و حمایت از قربانیان جنگ فعالیت کرد.

فاطمه نیز می‌گوید در این دوره مکتب و دانشگاه را به پایان رساند، کار کرد و برای مردم و کشورش زحمت کشید.

احمد نیز از دست دادن عزیزان، از بین رفتن آرامش و ادامه‌ی فقر و ناامنی را از هزینه‌های این دو دهه می‌داند؛ در مقابل، آموزش، رسانه‌های آزاد، اینترنت و فضای بیش‌تر برای فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی را از دستاوردهای آن دوره برمی‌شمارد.

اگر ۱۱ سپتمبر اتفاق نمی‌افتاد؟

پرسش دیگری که برای این نسل باقی مانده، این است: اگر حملات ۱۱ سپتامبر رخ نمی‌داد و حاکمیت نخست طالبان ادامه پیدا می‌کرد، زندگی آنان امروز چگونه می‌بود؟

آروین می‌گوید پاسخ قطعی به این پرسش ممکن نیست، اما شاید در آن شرایط حتی فرصت پیدا نمی‌کرد آینده‌ای برای خود تصور کند.

او در عین حال تأکید می‌کند که نمی‌توان رنج قربانیان حملات ۱۱ سپتامبر را نادیده گرفت؛ هزاران انسان در آن حملات کشته شدند و خانواده‌های زیادی برای همیشه متأثر شدند.

به باور او، این دو واقعیت در تضاد با یکدیگر نیستند؛ می‌توان برای قربانیان ۱۱ سپتامبر سوگوار بود و هم‌زمان پذیرفت که تحولات پس از آن، فرصت‌های آموزشی و کاری تازه‌ای برای میلیون‌ها افغانستانی ایجاد کرد.

فاطمه اما آینده احتمالی خود را در صورت ادامه‌ی حاکمیت نخست طالبان، بسیار متفاوت می‌بیند. او می‌گوید احتمالاً بدون رضایت خود ازدواج می‌کرد، صاحب فرزند می‌شد و زندگی‌اش به خانه‌داری محدود می‌ماند؛ زندگی‌ای که به گفته‌ی خودش، می‌توانست او را به فردی بی‌سواد و وابسته به دیگران تبدیل کند.

احمد نیز می‌گوید اگر طالبان هم‌چنان در قدرت می‌ماندند، احتمالاً زندگی در انزوا، فقر و ترس ادامه پیدا می‌کرد و دختران از آموزش و زنان از کار محروم می‌ماندند.

بازگشت طالبان؛ بازگشت به گذشته؟

اما دو دهه پس از سقوط حاکمیت نخست طالبان، این نسل بار دیگر شاهد بازگشت طالبان به قدرت بود.

در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، طالبان وارد کابل شدند و حکومت جمهوری افغانستان سقوط کرد. پس از از آن، محدودیت‌های گسترده‌ای علیه زنان و دختران اعمال شد و دختران از آموزش متوسطه و دانشگاه محروم شدند.

برای نسلی که پس از ۲۰۰۱ مکتب، دانشگاه و بازار کار را تجربه کرده بود، این تغییر به معنای از دست رفتن بخشی از فرصت‌هایی بود که در دو دهه‌ای گذشته به دست آورده بودند.

فاطمه می‌گوید زندگی امروز او تفاوت عمیقی با دوران کودکی‌اش دارد. او می‌گوید زمانی کودک آزادی بود که زندگی‌اش مطابق برنامه پیش می‌رفت، اما امروز در افغانستان در خانه مانده، وظیفه ندارد و با تهدید روبه‌رو است.

او می‌گوید: «فقط به نام زنده هستم؛ همه چیز برایم معلق شده است. نمی‌فهمم آینده‌ی من و هزاران دختر و زن افغانستان چه خواهد شد.»

آروین نیز افغانستان امروز را، به‌ویژه برای زنان، اقوام آسیب‌پذیر و اقلیت‌های مذهبی، نگران‌کننده می‌داند و نسبت به عادی‌شدن وضعیت افغانستان در جهان هشدار می‌دهد.

به باور او، افغانستان نباید تنها از منظر بحران انسانی یا حقوق زنان دیده شود، بلکه تحولات این کشور پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی نیز دارد.

نسلی که در حوالی سال ۲۰۰۱ کودک بود، امروز به بزرگسالی رسیده است؛ نسلی که بخشی از کودکی‌اش را در افغانستان تحت حاکمیت طالبان گذراند، در دوره‌ی جمهوریت به مکتب و دانشگاه رفت، وارد بازار کار شد و سپس در سال ۲۰۲۱ شاهد بازگشت دوباره‌ی طالبان بود.

برای این نسل، تاریخ افغانستان فقط مجموعه‌ای از تاریخ‌ها و رویدادهای سیاسی نیست؛ خاطره مکتب و کتاب، صدای انفجار، از دست دادن عزیزان، دانشگاه، کار، آزادی و سپس از دست رفتن دوباره فرصت‌هاست.

نسل ۱۱ سپتامبر، نسلی است که زندگی‌شان با جنگ تغییر کرد، نسلی که از یک افغانستان به افغانستان دیگری رسید، اما ۲۵ سال بعد، هنوز با این پرسش روبه‌رو است که آینده‌اش در کدام سوی تاریخ قرار خواهد گرفت.

تگ‌ها: ۱۱ سپتامبر